تبليغاتX
مدرسه راهنمایی نورا
مدرسه راهنمایی نورا
شهادت امام سجاد (ع)

آخرین لحظات حیات امام سجاد از زبان روایات

1-ابو حمزه ثمالی از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:

پسرم، تو را به چیزی وصیت می کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود از ظلم به کسی که بر علیه تو ناصری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.

2- از حضرت ابی الحسن علیه السلام نقل شده است که امام سجاد علیه السلام در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:

حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.

سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین"

و از دنیا رفت.

3- و در روایت دیگری آمده است:

امام پیش از وفات لحظه ای به هوش آمد و پارچه ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:

قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید.بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

بزرگواری و کرامت امام سجاد

زمخشری در ربیع الابرار نقل كرده: چون یزیدبن معاویه مسلم بن عقبه را به جنگ اهل مدینه فرستاد و گفت: پس از شكست آنان، زنانشان بر سپاهیان شام مباح است (ولی به وی سفارش كرد كه متعرض امام سجاد (ع) نشود) علی بن الحسین (ع) در آن ماجرای شوم، چهار صد زن را با فرزندانشان و حشمشان تكفّل فرمود، و آنها را با خانواده خود قرار داد و تا لشكریان مسلم در مدینه بودند آنها را اطعام كرد، یكی از آن زنان قسم خورد كه در خانه پدرش و مادرش آن احترام را ندیده است كه از آن حضرت دید .

 

عفو و گذشت امام سجاد

 هشام بن اسماعیل بن هشام كه از طرف عبدالملك بن مروان حاكم مدینه بود با اهل بیت رسول خدا (ص) بد بود و امام سجاد (ع) را بسیار اذیت می‏كرد، چون پس از عبدالملك بن مروان او از حكومت مدینه عزل شد، ولید بن عبدالملك دستور داد او را در یك محل عمومی نگاه داشته و ندا كردند هر كه از وی شكایتی و یا در گردن وی حقی دارد بیاید و دادخواهی كند.

او گفت: از هیچ كس ترسی ندارم جز علی بن الحسین كه به او اذیت كرده‏ام؛ امام صلوات الله علیه بر او گذشت كه او را كنار خانه مروان نگاه داشته بودند، او به امام سلام كرد، حضرت به خواص خویش فرموده بود به وی متعرض نشوند آنگاه امام نه تنها متعرض او نشد، بلكه به وی پیغام فرستاد، اگر به مال احتیاج داری بگو ما قدرت دادن آن را داریم و از من و كسان من خاطر جمع باش.

هشام بعد از دانستن این مطلب فریاد كشید: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» ابن سعد در طبقات از عبدالله پسر امام (ع) نقل كرده چون هشام بن اسماعیل معزول شد،... پدرم ما را جمع كرد و فرمود: این مرد عزل شده و دستور داده‏اند كه او را بر سر راه نگاه دارند تا هر كه شكایت دارد از وی دادخواهی بكند كسی از شما متعرض او نشود.

گفتم: پدرجان! چرا نكنیم به خدا خاطره‏های تلخی از او داریم، چنین روزی را آرزو می‏كردیم؟! فرمود: پسر عزیزم!

او را به خدا واگذاریم. عبدالله گوید: به خدا قسم كسی از آل حسین (ع) متعرض او نشد تا كارش به پایان رسید‌(5)

ناگفته نماند: عادت اهل بیت (ع) آن بود كه به افتاده متعرض نمی‏شدند.

 

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 5 بهمن1387 ساعت 8:7 قبل از ظهر |

غره در خون و آتش
تصاویری از زنجیره ی انسانی در غزه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بستن راه‌های رساندن سوخت٬ دارو و مواد غذایی وهمچنین قطع برق٬ در تناقض آشکار با حقوق بشر و برخلاف تمامی معاهدات بین‌المللی (حتا در شرایط جنگی) است.

غزه خاموش و بی‌صدا درحال مرگ است.

کاری که از دست ما برنمی‌آد٬ فقط می‌تونیم از همین تریبون اعتراض کنیم تا حداقل پیش وجدان خودمون سربلند باشیم.

براشون از همین جا دعا می کنیم و از خدا می خواهیم که کمکشون کنه تا بتونن مقاومت کنن .

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 21 دی1387 ساعت 12:1 بعد از ظهر |

نوای عاشورا

 

روزها رازهايي در سينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود. آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها  از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است. عاشورا، دهم ماه محرم، روز پيروزي خون بر شمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدند و از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، در حالي كه نمي دانستند با خود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود را بر كوي و برزن مي زنند. امروز، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي او را با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
حماسه‌ي عاشورا سرفصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست، ‌كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر است و نينوا سرزميني بي مانند براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است،‌ واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب (س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهره‌ي گلگون عاشورا به نظاره مي نشينند.

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 21 دی1387 ساعت 8:53 قبل از ظهر |

روز مباهله
در روز مباهله بنا بود مسلمانان و مسیحیان نجران در مورد یکدیگر نفرین کنند، تا خدا هر آنکس را که دروغگوست عذاب نماید.[۱] از ۵۱ طریق روایت شده‌است و شیعه و سنی متفقند که پیامبر علی، فاطمه حسن و حسین را با خود به میعادگاه برد و مسیحیان نیز وقتی دیدند وی به قدری مطمئن است که تنها نزدیکترین خویشانش را با خود آورده، بیمناک شدند و پذیرفتند که جزیه بپردازند. علامه طباطبایی می‌گوید:

«رسول خدا (ص) در مقام امتثال این فرمان از «انفسنا» به غیر از علی علیه السلام و از «نسائنا» بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از «ابنائنا» بجز حسنین (ع) را نیاورد، معلوم می‌شود برای کلمه اول بجز علی (ع) و برای کلمه دوم بجز فاطمه سلام اللّه علیها و از سوم بجز حسنین (ع) مصداق نیافت و کانه منظور از ابناء و نساء و انفس همان اهل بیت رسول خدا (ص) بوده ، همچنانکه در بعضی روایات به این معنا تصریح شده ، بعد از آنکه رسول خدا (ص) نامبردگان را با خود آورد عرضه داشت : «بار الها اینانند اهل بیت من»، چون این عبارت می‌فهماند پروردگارا من بجز اینان کسی را نیافتم تا برای مباهله دعوت کنم .»

  1. ^  آیه ۶۱ سوره آل عمران:«فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَت اللَّهِ عَلى الْکذِبِینَ»
    به آنها (مسیحیان نجران) بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌کنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌کنیم شما نیز از نفوس خود را، آنگاه مباهله می‌کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.»

اگر دوست دارین که اطلاعات بیشتری در مورد این روز و مکان و زمان دقیق آن داشته باشید لطفا روی لینک زیر کلیک کنید .

http://www.imamalinet.net/per/a/ae/ae17.htm

 

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 8:43 قبل از ظهر |

عید غدیر
عید غدیر خم


«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد: «امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 30 آذر1387 ساعت 8:12 بعد از ظهر |

شهادت امام جواد (ع)

ابوجعفر محمد بن علي نهمين امام از امامان دوازده گانه شيعيان و يازدهمين معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترين لقبهاي آن حضرت جواد (بخشنده) و تقي (پرهيزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبيكه يا ريحانه يا دره از مردم نوبي (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدينه به دنيا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات يافت. مرقد آن حضرت در كاظمين كنار مرقد امام موسي كاظم (ع) قرار دارد.

۩ دوران امامت

امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. امام جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.

۩ امام در بغداد

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.

۩ سفر حج

امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

۩ نياز مؤمن به سه چيز:
«أَلْمُؤْمِنُ يَحْتاجُ إِلى تَوْفيق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نياز دارد به توفيقى از جانب خدا، و به پندگويى از سوى خودش، و به پذيرش از كسى كه او را نصيحت كند.

استوار كن، آشكار كن!
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چيزى قبل از آن كه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.

قطع نعمت، نتيجه ناسپاسى
«لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللّهِ حَتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونى نعمت از جانب خدا بريده نشود تا آن هنگام كه شكرگزارى از سوى بندگان بريده شود.

تأخير در توبه
«تَأخيرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْويفِ حَيْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَى اللّهِ هَلَكَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَكْرِ اللّهِ «فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آيه 99) به تأخير انداختن توبه نوعى خودفريبى است، و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است، و عذرتراشى در برابر خدا نابودى است، و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خداست. «از مكر خدا آسوده نباشند جز مردمان زيانكار.»


۩ نامه امام جواد به دوستش
«كَتَبَ إِلى بَعْضِ أَوْلِيائِهِ: أَمّا هذِهِ الدُّنْيا فَإِنّا فيها مُغْتَرَفُونَ وَ لكِنْ مَنْ كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ وَ دانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيْثُ كانَ وَ الاْخِرَةُ هِىَ دارُ الْقَرارِ.»:
امام جواد (عليه السلام) به يكى از دوستانش نوشت: امّا در اين دنيا ما زير فرمان ديگرانيم، ولى هر كه خواسته او خواسته امامش و متديّن به دين او باشد، هر جا كه باشد با اوست و دنياى ديگر سراى جاودان است.
 

۩ مسئوليت گوش دادن
«مَنْ أَصْغى إِلى ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإِنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللّهَ وَ إِنْ كانَ النّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إِبْليسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْليسَ.»:
هر كه گوش به گوينده اى دهد به راستى كه او را پرستيده، پس اگر گوينده از جانب خدا باشد در واقع خدا را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، به راستى كه ابليس را پرستيده است.


۩ پسنديدن، در حكمِ پذيرفتن
«مَنْ شَهِدَ أَمْرًا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَنْ غابَ عَنْهُ، وَ مَنْ غابَ عَنْ أَمْر فَرَضِيَهُ كانَ كَمَنْ شَهِدَهُ.»:
كسى كه در كارى حاضر باشد و آن را ناخوش دارد، مانند كسى است كه غايب بوده، و هر كه در كارى حاضر نباشد، ولى بدان رضايت دهد، مانند كسى است كه خود در آن بوده است.

 

۩ نوشته امام جواد (عليه السلام)
«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ.»:
حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه مىبريم.

 

۩ دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا
«أَوْحَى اللّهُ إِلى بَعْضِ الاَْنْبِياءِ: أَمّا زُهْدُكَ فِى الدُّنْيا فَتُعَجِّلُكَ الرّاحَةَ، وَ أَمّا إِنْقِطائُكَ إِلَىَّ فَيُعَزِّزُكَ بى، وَ لكِنْ هَلْ عادَيْتَ لى عَدُوًّا وَ والَيْتَ لى وَلِيًّا.»:
خداوند به يكى از انبيا وحى كرد: امّا زهد تو در دنيا شتاب در آسودگى است و امّا رو كردن تو به من، مايه عزّت توست، ولى آيا با دشمن من دشمنى، و با دوست من دوستى كردى؟

 

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 9 آذر1387 ساعت 11:10 قبل از ظهر |

دحوالارض

Smile كوتاه درباره دحوالارض


" وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "

قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.
:)

بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .
روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .
و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .:)
 
|+| نوشته شده توسط نورا در دوشنبه 4 آذر1387 ساعت 9:51 قبل از ظهر |

در جواب خواننده ی پایه سوم
دوست خوب و عزیزم از اینکه به وبلاگ مدرسه سر زدی و با دقت مطالب اون رو خوندی از تو ممنونم منتظر نظرات بعدی تو دوست خوبم هستم .

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 10:30 قبل از ظهر |

یه مناجات زیبا از امام رضا
بارالها!
در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دستهایم را به سوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ،
...براى پیروى ندایت آمدم،
و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.
و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى ،
و به وسیله برترین زن،
و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند،
و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم.
...پس بر ایشان درود فرست،
و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم
اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،
همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،
و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.
واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،
اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند؛ و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.
در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟
...آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟
...یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟


 پروردگارا! 
خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه...
گناهان گذشته ام را بیامرزى ،
و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،
و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفته اند، ببخشى .
...تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر،
و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،
و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،
و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،
...تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،
و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،
تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم.


آقایم!
اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،
و مرا در رحمت با آنان شریك كن،
و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.

* * *

 دعابراى فرزندش حضرت مهدى علیه  السلام 
یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه السلام روایت كرده كه آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان علیه السلام امر مى فرمود و یكى از دعاهاى ایشان براى آن حضرت چنین بود:


پروردگارا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خلیفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى كه معرف توست و گویاى حكمت تو، و آن چشم بیناى تو در میان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد كوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع كن .


خداوندا!
او را از شرّ آنچه آفریدى و پدید آوردى و ایجاد نمودى و پروراندى و تصویر نمودى در امان دار، و او را از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، و از بالا و پایین محافظت فرما، آن گونه كه هر كه در حفاظت تو باشد ضایع نگردد.
در وجود او، پیامبرت را، و وصى ّ پیامبرت را، و پدرانش را، پیشوایانت و اركان دینت راـ كه درود تو بر تمامى آنان باد ـ حفظ نما، و او را در امانت خودت كه هرگز ضایع نگردد، و در همسایگى ات كه مورد تعرّض قرار نگیرد، و در نگهدارى و حمایت خودت كه مورد ظلم واقع نشود، قرار ده.


خدایا!
او را به امان محكمت در امان دار، كه هر كه در آن قرار گیرد هرگز شكست نخورد، و او را در حمایت خودت كه هر كه در آن باشد ظلم نبیند قرار ده، و او را به یارى برترت یارى ده، و به قدرتت توانایش كن، و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده.


بارالها!
دوست دار هر كه او را دوست دارد، و دشمن دار هر كه با او بستیزد، و زره محكمت را بر او بپوشان، و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده.


پروردگارا!
او را به برترین مقامى كهپیروانعدالت گستر پیامبرانت را به آن مقام رساندى ، برسان.


خداوندا!
شكافها را با او پر كن، گسستگى ها را به او پیوسته دار، ظلم را به او بمیران، عدالت را نمایان ساز، و زمین را به عمر طولانى اش زینت بخش، و او را با یارى تأیید كن، و با بیم نصرت نما، و براى او گشایشى آسان قرار ده، و از جانب خودت براى او برهانى قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر كن.


بارالها!
او را قائم منتظر قرار ده، و پیشوایى كه به او مانع ظلم مى شوى ، و او را با یارى قدرتمند و پیروزى نزدیك توانا كن، و او را وارث شرق و غرب جهان كه بركتشان دادى قرار ده؛ سنّت پیامبرت را به او زنده كن، تا هیچ حقّى را به خاطر ترس از مخلوقى پنهان ندارد، یاورش را نیرو ده، و دشمنانش را خوار، و هر كه با او بستیزد و مكر كند نابود كن.


بارالها!
سركشان كافر و سالارانشان و ریش سفیدانشان و یاورانشان را نابود ساز، و سركردگان گمراهى و بدعت گذاران و سنّت شكنان و تقویت كنندگان باطل را درهم شكن، سركشان را به او خوار فرما، و كافران و منافقان و بى دینان را به دست او نابود كن، ... هر وقت و هر جا كه باشند... در شرق و غرب زمین، در خشكى و دریا، در دشت و كوه، تا هیچ جنبنده اى از آنان را زنده نگذارى ، و نشانى از ایشان برجاى ننهى .


بارالها!
شهرهایت را از ایشان پاك كن، و بندگانت را از شرّ ایشان برهان، و مؤمنان را به اوعزّت ببخش، و سنّتهاى فرستادگانت را به او زنده ساز، و حكم پیامبران را عمومى گردان، و آنچه از دینت از بین رفته و از حكمت هایت دگرگون شده دوباره بیاور... تا دینت به او و به دست او پرطراوت و نو و بدون هیچ كژى گردد، در حالى كه بدعتى در او نیست...
...و تا به عدالت او تاریكی هاى ستم را روشن و آتش كفر را خاموش كنى ، و جایگاه هاى حق و عدالت ناشناخته را [ از آلودگی ها] پاكیزه، و مشكلات احكام را به او روشن بگردانى .


بارالها!
او همان بنده توست كه بر غیب او را امین دانستى ، و او را از[ارتكاب گناه] نگاه داشتى ، وبه دورى او از بدیها حكم فرمودى ، و ازهر پلیدى او را پاكیزه نمودى ، و از هر چركى او را دور كردى ، و از دو دلى او را در امان داشتى .


بارالها!
در روز قیامت و روز وقوع آن بلاى بزرگ براى او گواهى مى دهیم كه گناهى انجام نداده، و معصیتت را مرتكب نشده، و فرمانبرى ات را ضایع ننموده، و پرده اى را ندریده، و بایسته اى را تبدیل نكرده، و آیین تو را تغییر نداده است، و او امام هدایتگر، هدایت شده، پاكیزه، باتقوا، وفا كننده و پسندیده پاك مى باشد.


بارالها!
پس بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و نسل و امّت و تمامى پیروانش، آنچه روشنى چشم و شادمانى او را در بردارد عطا كن، و فرمانروایى او را در تمام مكانها، دور و نزدیك، بر قدرتمداران و فرمانبران [ آن نواحى ] بگستران، تا حكم او بر تمامى احكام غالبگردد و هر باطلى را با حقّ او نابود سازى .


بارالها!
به دست او ما را به راه هدایت و بزرگ و میانه اى ببر كه تندرو بسوى او بازگردد و دنباله رو به آن برسد.


بارالها!
ما را بر فرمانبرى او نیرومند، و بر همراهى او راست بگردان، و به متابعت او بر ما منّت گذار، و ما را در حزب او، كه قیام كنندگان به امرت، و صبركنندگان به همراهش، وآنان كه با خیرخواهى براى او جویاى خشنودى اند، قرار ده، تا این كه در روز قیامت ما را در زمره یاوران و پشتیبانان و تقویت كنندگان حكومتش محشور گردانى .


بارالها!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و این را از طرف ما براى خودت، در حالى كه از هر شك و شبهه و خودنمایى و شهرت طلبى بدور باشد، قرار ده، تا بر غیر از تو بر آن اعتماد نكنیم، و قصدى جز تو نداشته باشیم؛ و ما را در جایگاه او وارد كن، و در بهشت همراه او قرار ده، و ما را در كار او به دلتنگى و خستگى و سستى و پراكندگى مبتلا مساز، و ما را از كسانى قرار ده كه از آنان براى یارى دینت كمك گرفته و به آنان ولیّت را عزیز مى گردانى ، و به جاى ما گروه دیگرى را برنگزین چه این كه این كار بر تو آسان و بر ما بسیار گران و دشوار است، و تو بر هر كار توانایى .


بارالها!
بر والیان عهدش درود فرست، و ایشان را به آرزوهایشان برسان، و عمرشان را طولانى ساز و آنان را یارى ده، و براى او آنچه از امر دینت را به آنان نسبت داده اى به نهایت برسان، و ما را پشتیبانان آنان و یاوران دینت قرار ده، و بر پدران پاكیزه اش و پیشوایان هدایتگر درود فرست.


بارالها!
ایشان معدن هاى سخنان تو، و خزینه داران علم تو، و حاكمان امر تو، و بندگان خالص تو، و بهترین مخلوقات تو، و دوستانت و فرزندان دوستانت، و برگزیدگانت و فرزندان برگزیدگان تواند كه درود و رحمت و بركاتت بر تمامى آنان باد.


بارالها!
( درود و رحمتت بر) همكاران او در كارش، و یاورانش در فرمانبری ات، كسانى كه آنان را سنگر و سلاح او، و پناهگاه و مورد علاقه او قرار داده اى ، آنانى كه از خانواده و فرزندان جدا شدند، وجلاى وطن كردند، و بستر راحت را ترك گفتند. ازتجارتشان دست شستند، و از روزى خود كاستند، و در جایگاه هایشان دیده نشدند، بى آن كه از شهرشان رفته باشند، و با بیگانگانى كه در كارشان یاریشان مى كنند هم قسم شدند، و با نزدیكانى كه آنان را از كارشان بازمى داشتند مخالفت كردند، و بعد از روى گرداندن و دورى از یكدیگر با هم ائتلاف كردند، وآنچه كه ایشان را به برخوردارى از بهره هاى گذراى دنیایى مى رساند جدا كردند.


بارالها!
ایشان را در جایگاه استوارت و در پناه خودت قرار ده، وهرگونه گرفتارى را كه از جانب دشمنان متوجّه آنان مى باشد، از ایشان دور كن، و بر كفایت و پشتیبانى و یارى دادن به آنان بیفزاى ، آن مقدار كه ایشان را در فرمانبری ات كمك كنى ، و به حق ایشان، باطل آنان را كه در صدد خاموش ساختن نور تو مى باشند از بین ببر، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و به ایشان تمامى آفاق زمین و كرانه هاى آن را از دادگرى و داد و بخشایش و فزونى پر كن، و به بزرگوارى و بخششت و آنچه بر بندگانت به دادگری ات منّت گذاردى، از آنان تشكّر كن، و از پاداشت آنچه درجاتشان را بالا مى برد برایشان ذخیره كن، چه آنچه تو بخواهى انجام مى دهى، و آنچه اراده كنى حكم مى كنى، چنین باد اى پروردگار جهانیان.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 18 آبان1387 ساعت 7:44 قبل از ظهر |

حکایتی خواندنی از امام رضا

حکایتی خواندنی از امام رضا علیه السلام


این واقعه نشانی از تواضع امام دارد.

زمانی که امام رضا علیه السلام به عنوان ولیعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعیت سیاسی داشت. ایشان به عنوان جانشین خلیفه وقت شناخته می‌شدند و طبیعی بود که مردم سخت به آن حضرت احترام می‌گذاشتند...

اما همین امام بنا به روایتی که ابن شهر آشوب، نویسنده مشهور شیعه در قرن ششم به نقل از یعقوب بن اسحاق نوبختی روایت کرده است به گونه‌ای وارد حمام نیشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت دارای چنان مقامی است. ابن شهر آشوب می‌نویسد: حضرت رضا علیه‌السلام وارد حمام شد. یکی از کسانی که حاضر بود ـ و ایشان را نمی‌شناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکی او را کرده و به اصطلاح امروزه کیسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذیرفت و مشغول کار شد. برخی که امام را می‌شناختند، آن مرد را درباره امام رضا علیه السلام آگاه کردند و او مشغول عذرخواهی شد. با این حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکی او مشغول بود.

منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص412.

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 18 آبان1387 ساعت 7:42 قبل از ظهر |

معما معما معما

سه عدد طبیعی به تصادف از بین اعداد ۱ تا ۱۰ انتخاب می کنیم . احتمال آنکه این ۳ عدد با هم تشکیل تصاعد حسابی دهند چقدر است ؟

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 15 آبان1387 ساعت 9:2 قبل از ظهر |

طلوع

طلوع

امروز روز توست؛

      روزی که با آمدنت مسافر راهی شدی سخت پر فراز و نشیب .

  اما ؛ تو دلی آسمانی ، نگاهی مهربان ، کلامی نرم و لطیف ،

            و اندیشه ای بلند و والا از خدای مهربانت هدیه گرفته ای ؛

  که می توانی آن قدر بالا روی و مقرب شوی که فرشتگان آرزوی مقام تو    را داشته باشند .

               پس این روز طلایی بر تو مبارک

                                                و 

                 طلوع زندگی ات را به تو عزیز تبریک می گوئیم .

 گلهای نورا :

 نفیسه کاتبی- فاطمه حاتم زاد - زهرا هاشم نژاد - لیلی محمدی - سارا کریمی نژاد - زهرا حاجی حیدری.

                   تولدتون مبارک   

 

 

تولد ، تولد ، تولدت مبارک . . .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 15 آبان1387 ساعت 8:57 قبل از ظهر |

13 آبان

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است ، به خصوص كه چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام ( ره ) در همین روز ( 13 آبان 1357 ) فرزندان امام در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار درود بر خمینی ، مرگ بر شاه ، پایه های حكومت را به لرزه در آورده و با گلوله های ماموران شاه به خاك و خونغلتیدند .

صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالیكه مدارس را تعطیل كرده بودند روبه سوی دانشگاه نهادند تابار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شكن خویش به جهانیان اعلام نمایند . این جوانان پرشور ، گروه گروهوارد دانشگاه شده و در آنجا اجتماع نمودند .

ماموران شاه دانشگاه را به محاصره خود در آوردند .

ساعت یازده صبح ، ماموران ، ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب كردند ، اجتماع كنندگان در حالیكه به سختی نفس میکشیدند ، صدای خود را رساتر كردهبا صدای بلندتر الله اكبر می گفتند . سپس تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یكی پس از دیگری درخون غلتیدند . در این فاجعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند و جنگ و گریز ماموران فرمانداری نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت .

امام خمینی (ره) به همین مناسبت پیامی رااز پاریس ، برای ملت قهرمان ایران فرستاد  :

عزیزان من صبور باشید كه پیروزی نهایی نزدیك است و خدا با صابران است .... ایران امروز جایگاه آزادگان است .... من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام ... و صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم .

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 15 آبان1387 ساعت 8:52 قبل از ظهر |

خدا بهترين رياضي دان

گاليله مي گويد: اصول رياضيات الفباي زباني است که، خداوند جهان را با آن نوشته است و بدون کمک آنها درک يک کلمه هم غيرممکن است و انسان بيهوده در راهروهاي تاريک و پر پيچ و خم سرگردان است.


رياضي يعني: تدبير در آفرينش و بنا نهادن آن به وسيله اعداد و اعداد يعني: شمارش تعداد اجزاي طبيعت تا بينهايت و بينهايت يعني: از اول تا آخر و از اول تا آخر يعني: رسيدن به خدا، و رسيدن به خدا يعني: عشق و در مجموع، رياضي مقدمه اي براي رسيدن به خالق هستي
به نظر من هم، خداوند يک رياضي دان است، رياضيداني که برخلاف ما، هر مسئله اي را به آساني مي تواند حل کند و مانند ما انسانها نياز ندارد از فرمولهاي پيچيده استفاده کند، اصلا پايه گذار رياضي، خداي خالق است و رياضي واسطه اي است تا بتوانيم به قدرت خالق خود پي ببريم، و بدانيم اين جهان بر پايه ارقام و اعداد رياضي بنا شده است.

ما موجودات را جفت جفت آفريديم، که همين کلمه جفت يک مفهوم رياضي را بيان مي کند (زوج مرتب) پس بنيان گزار رياضي خود خداونداست.
کپلر ستاره شناس بزرگ مي گويد
«
خداوند جهان را به زبان اعداد خلق کرده است»
اين به معني آن است که هرچه که خداوند آفريده است به زبان رياضي قابل توضيح و تفسير است، مثل کره زمين که گرد است

رياضي يعني: رسيدن به خدا (از طريق حل معادلاتي چون اصم، گويا، گنگ، راديکالي، و...) يافتن علت و علل پيدايش جهان و اثبات آن، يافتن اينکه قلب تنها جايگاه اوست
رياضي يعني: عشق به يک، به واحد، به احد، به خداي يکتا و رسيدن به او از طريق ريشه يابي و تعيين علامت و...
يعني: امر به مثبت بودن (قابل قبول)، يعني: نهي از منفي بودن (غيرقابل قبول)
رياضي يعني: رهايي ذهن از هوي و هوس اين تن خاکي و به پرواز درآوردن ذهن در بيکران نعمات او، سخنان او، آيه هاي زندگي بخش او،... و در نهايت رسيدن به خود او
رياضي يعني، صعودي بودن در تابع درجه دوم رياضي يعني: رمز عدد هفت به راستي اين رمز چيست؟
خداوند جهان را در هفت روز آفريد، آسمان هفت طبقه دارد، گناهان اصلي هفت تا است، جهنم هفت طبقه دارد، طواف دور کعبه هفت بار است، هفت عضو بدن هنگام نماز بايد روي زمين قرار بگيرد. فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را ديد و حضرت يوسف گفت: هفت سال فراواني هفت سال خشکسالي مي شود
وقتي با دقت بيشتري به جهان پيرامون بنگريم حقايقي برايمان آشکار مي شود و حس غريبي به ما مي گويد: در تمام پديده هاي هستي، وجودي غيرقابل انکار از رياضي وجود دارد.
توازن اندام ها در تمامي موجودات چه ميکروسکوپي و چه عظيم الجثه همه بر مبناي اصول رياضي بنا شده اند. اگر ذره اي از اين قرينه هاي محاسباتي و رياضي به هم بخورد، اندام فيزيکي جانداران به هم خورده، مثلا يک اسب چگونه خواهد توانست با يک پاي کوتاه و يک پاي بلند چهار نعل بتازد و از تمامي پستي و بلندي ها بالا رود. اگر همين حيوان با چشم خود نتواند فواصل محيطي و جغرافيايي را از طريق مغز، محاسبه رياضي کند چه طور خواهد توانست از موانع متعدد عبور نمايد، تمامي اين محاسبات به طور اتوماتيک از طريق چشم و سپس نرون هاي حسي و عصبي به مغز منتقل شده و پس از تجزيه و تحليل هاي رياضي، مغز دستوراتي به اعضا و جوارح حيوان منتقل کرده و عضلات و استخوانها را به واکنش شرطي وامي دارد
رياضي يعني: همه چيز، باور نمي کني؟ فقط کافي است که به اطرافت نگاه کني، آن وقت متوجه مي شوي که رياضي در ذره ذره وجودت هست، سلول هاي بدن ما خيلي کوچک هستند و درون آنها اندامکهاي مختلف، و کوچکتر که کار همه آنها از يک قانون رياضي پيروي مي کند
وقتي مي خواهيم وسيله اي را درست کنيم از نسبت ها و عددهاي رياضي استفاده مي کنيم که همه داراي اشکال هندسي هستند، حتي موقع غذا درست کردن از عددها و نسبت هاي رياضي بهره مي گيريم.
در مجموع زندگي- قوانين رياضي که انسانها خواسته يا ناخواسته از آن استفاده مي کنند ولي بيشتر مردم فکر مي کنند رياضي يعني: يک معادله سه مجهولي که براي حل کردنش بايد مهارت خاصي داشته باشند، اما بيشتر آن ها نمي دانند که در زندگي هايشان چقدر از اين نوع معادلات و حتي سخت تر از آن ها را حل کرده اند، پس اگر دقت کنيم و اندکي هم فکر، متوجه مي شويم که زندگي را نمي توان از رياضي جدا کرد، پس دعا کنيم که

خدايا: حد محبت به خودت و اهل بيتت را در وجودمان به سوي بي نهايت ميل بده
خدايا: کارهاي نيکمان را ضرب کن، اعمال زشتمان را کم کن و محبت به ديگرانمان را تقسيم کن
خدايا: نمودار زندگيمان را هميشه تابع درجه سه اي قرار بده که همواره صعودي باشد
و خدايا: مرگمان را همچون جمع دو عدد يک، آسان گردان

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 10:18 قبل از ظهر |

رابطه اي شگفت آور در مثلث
در اين مقاله ، شما را با يك سفسطه در هندسه آشنا مي كنيم ...

مثلث دلخواه ABC را در نظر بگیرید.اگرF,E,D به ترتیب وسط های ضلع هایBC,AC,ABباشند،بنابراین و می باشند و طول خط شکسته ي BDFEC برابراست با :

  .

 

 

اگر L,K,J,I,H,G به ترتیب وسط های ضلع های EC,FC,EF,DF,BF,BD باشند،آن گاه طول خط شکسته ي BGHIFJKLC برابر است با :

 




 

اکنون اگر این روند را ادامه دهیم ،خط های شکسته به ضلع BC نزدیک و نزدیک تر شده و این در حالی است که طول تمامی این خط ها برابرAB+AC است.
با ادامه ی این روند تا بی نهایت خواهیم داشت: AB+AC=BC
آیا به نظر شما این مطلب با این واقعیت که:
مجموع طول های دو ضلع هر مثلث از طول ضلع سوم بزرگ تر است،ساز گار است؟
چگونه این مطلب را توجیه می کنید؟

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 9:35 قبل از ظهر |

نمونه سوال ریاضی
نمونه سوال ریاضی

نمونه سوال ریاضی نوبت اول از مدرسه راهنمایی شیخ هادی هادوی از شهر بیرجند

 

|+| نوشته شده توسط نورا در سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 7:40 قبل از ظهر |

((هفته پیوند))

خانواده و مدرسه بسان دو بال قدرتمند و پر توان برای پرواز فرزندانمان در آسمان اندیشه و خرد ، اخلاق و ایمان عمل می کند.

این دو رکن اصلی و اساسی عزیزانمان را در مسیر بالندگی و رشد هدایت می کند و هر چه پیوند و استحکام این دو اصل بیشتر باشد مسلماَ اثرات حاصله از آن پایدار، مستحکم و مستمر خواهد شد.

هفته پیوند یاد آور این همبستگی است امید آن که در پرتو این همراهی و همگامی فرزندانمان پر توان اما با آرامش سیر سعادت خود را طی نمایند.

 

|+| نوشته شده توسط نورا در سه شنبه 23 مهر1387 ساعت 1:24 بعد از ظهر |

عید فطر

حلول عید فطر ،زیبایی عبادت وبندگی را به نمایش می گذارد .
عید فطر ، عید عاشقان اطاعت ، و مشتاقان خود سازی است .
روزه داران یک
ماه در جهت رضایت حضرت دوست سر به آستان یکتایی اش گذاشته و فرمان بی همتایی یگانه را در آسمان دل پذیرا گشته و به ضیافت و مهمانی خدا رفتند .
روزه داران در یک ماه روزه به جنگ نفس شتافتند

 روزه داران با روزه داری درس صبر ومقاومت را آموختند

 روزه به انسانهای روزه دار گفت گرسنگی ، تشنگی و ایستادن در مقابل نفس مشکل و دشوار است و لی انسان می تواند در مقابل دشواری ها ایستادگی نماید.

 روزه تمرین برد باری وصبوری می باشد روزه به روزه داران و انسانها هشدار می دهد که فقر و گرسنگی که انسانهای دیگر رادر رنج و عذاب کرده است از ان رنج عذاب مطلع گردید

 روزه دار در هنگام گرسنگی خودرا شریک رنج فقرا می دانند و بدانند .

 روزه دار در ماه مبارک رمضان و هنگام روزه داری خود را متخلق به اخلاق الله می داند در لحظات روزه خودرا مطیع و بنده احساس می کند .

 اگر انسان روزه دار موفق شود بتواند از فیوضات ماه مبارک رمضان که ماه بندگی و خود سازی است بهره ببرد ، بر نفس غلبه پیدا نماید وفقر وفقرا را درک نماید این خود یک پیروزی به حساب می اید و این پیروزی را فرهنگ رمضان وروزه داری عید نامیده اند.

 براین اساس است که در فرهنگ دینی بعد از پایان ماه مبارک رمضان عید فطر بر پا می گردد چرا که روزه داران با موفقیت از امتحان بیرون امده اند بخاطر این توفیق جشن پیروزی بر پا می گردد ، و این جشن پیروزی در فرهنگ مکتب اسلام بنام عید سعید فطر یاد شده هست .
بلی ! عید لغتی عربی بوده که به معنی جشن و جشن گرفتن می باشد و همچنین فطر در لغت هم ریشه ی  فطور و افطار بوده که بمعنای خوردن آشامیدن می باشد از آن جهت این عید را عید فطر نامیده اند که در روز اول ماه شئوال که همان روز اول عید سعید فطر میباشد دستور امساک از طعام ونوشیدن برداشته می شود قبل از افطار در روز عید فطر و بعد از ادای نماز عید فطر دستور اعطای زکات فطره صادر شده است که بر هر مسلمان لازم است با پرداختن وجه معین برای فقرا، آغاز عید فطررا بر پا دارد روزه دار از پرداختن زکات فطر لذت میبرد چرا که در یکماه روزه داری حالت یک فقیررا درک نموده است حالا با پرداخت اندک وجه و یا ......شاید اندکی احساس ارامش برایش دست دهد شاید براین اساس بوده که بر هر مسلمان پرداخت زکات فطره لازم واجب شده است .

به هر حال ! عید سعید فطررا برهمه ی هم وطنان عزیز چه در داخل و چه در خارج ، از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می داریم

 

عید  است و دلم خانه ویرانه ، بیا
                                       این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
                                      یک روز به مهمانی این خانه بیا

|+| نوشته شده توسط نورا در جمعه 12 مهر1387 ساعت 5:56 بعد از ظهر |

مسابقه بهداشت
بچه های عزیز سلام

عزیزان من لطف کنید و به ۵ سوال زیر پاسخ دهید برای دادن جواب روی نظر بدهید کلیک کنید و بعد از زدن نام و نام خانوادگی خود جواب سوال ها را بنویسید .

به سه نفر از کسانی که به همه ی سولات جواب درست بدهند جایزه ی ویژه داده خواهد شد . حتما جواب بدهید .

  ۱- ۳ ماده ی غذایی که آهن هم و ۳ ماده ی غذایی که آهن غیر هم دارند نام ببرید .

۲ - تفاوت آهن هم و آهن غیر هم چیست ؟

۳ - آهن یاری نوجوانان به چه طریقی می باشد ؟

۴ - نکات قابل توجه هنگام استفاده از مکمل آهن چیست ؟

۵ - راه های پیش گیری از کم خونی فقر آهن را نام ببرید .

 

با جواب دادن به این سوال ها یک جایزه ی خوب را نصیب خود کنید .

حتما برنده می شی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

 

|+| نوشته شده توسط نورا در پنجشنبه 22 فروردین1387 ساعت 4:53 بعد از ظهر |

مسابقه
بجه ها مسابقه                                               بجه ها مسابقه 

بچه ها یک متن ۶ خطی بنویسید و در آن از این کلمات استفاده کنید .

گل - نمک دان - کاغذ - صندلی - مداد - چوب - جوراب - دمپایی .

منظر شما هستیم با یه جایزه ی خوب خوب خوب خوب . . . .

 

|+| نوشته شده توسط نورا در دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت 12:27 بعد از ظهر |

طلوع

طلوع

امروز روز توست؛

      روزی که با آمدنت مسافر راهی شدی سخت پر فراز و نشیب .

  اما ؛ تو دلی آسمانی ، نگاهی مهربان ، کلامی نرم و لطیف ،

            و اندیشه ای بلند و والا از خدای مهربانت هدیه گرفته ای ؛

  که می توانی آن قدر بالا روی و مقرب شوی که فرشتگان آرزوی مقام تو    را داشته باشند .

               پس این روز طلایی بر تو مبارک

                                                و 

                 طلوع زندگی ات را به تو عزیز تبریک می گوئیم .

 گلهای نورا :

 سحر باقری٬ یگانه کجیله ٬ نیلوفر محمد حسینی ٬ مهرشید محمدیان ٬ سارا نوروز زاده ٬ فائزه نیازی ٬ پریسا قطبی ٬ بهار حقدوست .

                   تولدتون مبارک   

تولد ، تولد ، تولدت مبارک . . .

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نورا در دوشنبه 12 فروردین1387 ساعت 12:22 بعد از ظهر |

زندگانی

 

مردم ما ، زندگانی را

از صدای باد می گیرند

مهربانی و محبت را

از پرستویاد می گیرند

 

 

مردم ما ، با صدای آب

غصه را از قلب می شویند

چشمه را وقتی که می بینند

یک سلام گرم می گویند

 

 

مردم ما ، شاپرک ها را

مثل گل ها دوست می دارند

روی سنگ کوه ها هم حتی

دانه های عشق می کارند

 

 

مردم ما ، دوستی ها را

مثل بوی یاس می دانند

با گروه کبک ها در کوه

هم صدا ، آوازمی خوانند

 

 

مردم ما ، مهربان هستند

در ده ما زندگی زیباست

مثل شبنم روی یک گلبرگ

آسمان در چشمشان پیداست

                  

                             جعفر ابراهیمی (شاهد )

 

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 7 فروردین1387 ساعت 10:9 قبل از ظهر |

عیدانه

سلام بچه ها

عیدتون مبارک                                                    عیدتون مبارک

سلامی به گرمی آفتاب بهاری و زیبایی شکوفه هایگیلاس و سیب که این روز ها خود نمایی می کنند .

 با تعطیلات چه طورین ؟

 حتما کلی دید و باز دید رفتین و عیدی گرفتین !!!

از عمه ، عمو ، دایی ، خاله به به مادر بزرگ پدر بزرگ چه لذتی داره

خوش به حال شما بچه ها .

اما به ما بزرگ تر ها کسی عیدی نمی ده فکر می کنن بزرگ شدیم ، ولینمی دونن وقتی به شما عیدی می دن دل ما چقدرآب می شه .

خوب عیبی نداره نوش جانتون ، راستی از CD  و دفترچه های غم و غصه  نه بابا دفتر چه های تکلیف چه خبر ؟؟؟؟

اصلا فرصت کردین سری به آنها بزنید ؟ خوب در این چند روز باقی مانده بهتره سری هم به آنها بزنید .

دستیهم به سر و گوش اونها بکشید . طفلکی ها خیلی دلشون براتون تنگ شده .

به امید دیدار شما

                                                             ( میرزا بنویس )

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 7 فروردین1387 ساعت 10:8 قبل از ظهر |

ولادت پیامبر

باسمه تعالی

 

ولادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر مکه، واقع در منطقه حجاز، در شبه جزیره عربستان متولد شدند. زمان ولادت ایشان مقارن با دوران جاهلیت بود.

 

دوران جاهلیت

تقریباً از 200 سال قبل از بعثت، تا زمان بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوران جاهلی می‌گویند؛ و منظور از جاهلیت انجام هر عمل خلاف و نادرست است که از روی جهل باشد. عرب صحرانشین به صورت جدی پایبند به دین خاصی نبوده و ظاهربین و مادی بوده است. اعراب شهرنشین هم معمولاً بت‌پرست بوده و بتهایی از سنگ و چوب و خرما را می‌پرستیدند، که گاهی در هنگام فقر همین بتها را آرد کرده و می‌خوردند. رسم دخترکشی در میان آنها امری عادی بوده و جنگ و نزاع میان قبایل به صورت یک سنت معمول درآمده بود. اعتقاد به ارواح در میان آنها رواج داشته و توهم و خرافات در زندگی آنها تأثیر گذاشته بود. ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، بت پرستی را برانداخت و زندگی عرب را که یکسره غرور و تعصب بود، جاهلیت خواند و محکوم کرد. آزادیهای بی‌حد آنها را با گسترش اخلاق و عفت محدود کرد و از آنها که همیشه با هم نزاع می‌کردند، مردمی متحد پدید آورد.

 

قبیله قریش و نیاکان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم):

قبیله قریش که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از میان آنها بپاخاست، یکی از بانفوذترین قبایل عرب بوده و بعد از اسلام نیز تا قرنها بر جهان اسلام حکومت کرده است. بیشتر شهرت قریش مربوط به "قصی بن کلاب" جد چهارم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. "عبدمناف" فرزند قصی، جد سوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از نجابت و خوشرفتاری خاصی با مردم برخوردار بود. "هاشم" جد دوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز جزو چهره‌های درخشان قریش بود، و فرزند او "عبدالمطلب"، جد اول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از نامی‌ترین و عاقل‌ترین افراد عرب در زمان خود به شمار می‌رفت. او بود که چاه زمزم را که پر شده بود حفر کرد و وظیفه آب دادن به حاجیان و رسیدگی و پذیرایی از آنها به او رسید. نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت اسماعیل‌ (علیه السلام) رسیده که همه آنها حنیف یعنی یکتاپرست بوده‌اند.

عبدالله، پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کوچکترین پسر عبدالمطلب، در میان قریش از لحاظ زیبایی و حجب و حیا مشهور بود. او با آمنه (سلام الله علیها) دختر وهب که به پاکی و عفت معروف بود ازدواج کرد. عبدالله برای تجارت به شام رفت و در راه بازگشت از شام بیمار شد و در مدینه بستری گردید. او در سن 25 سالگی در مدینه وفات یافت.

بدین ترتیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز هفدهم ربیع الاول عام الفیل (مطابق سال 580 میلادی) در شهر مکه متولد گردید. عام الفیل، یعنی سالی که فردی به نام ابرهه به دستور پادشاه حبشه (نجاشی) با سپاه زیادی تصمیم به ویران کردن خانه خدا گرفت. ولی قبل از انجام این عمل دسته‌ای از پرندگان که با منقار و پاهای خود، سنگهایی را حمل می‌کردند در بالای سر سپاه ظاهر شدند و این سنگها را روی سر سپاهیان ریختند که باعث از بین رفتن سپاه شد.

در روزی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمدند، گفته‌اند که:

1-      تمام بتها به رو، بر زمین افتادند.

2-      ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت.

3-      دریاچه ساوه که سالها آن را می‌پرستیدند خشک شد.

4-      در بیابان سماوه که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد.

5-      آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.

6-      تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد.

7-      در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ...

 

آمنه (سلام الله علیها) در زمان بارداری می‌گفت که هرگز احساس نکرده که باردار شده و هیچگاه باری سنگین همچون زنان دیگر را در خود نیافته است. گفته‌اند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام متولد شدن پاکیزه و تمیز بود و خون و چیزهای دیگر به همراه او از شکم مادر خارج نشد. همینطور می‌گویند زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متولد شد سر به سوی آسمان بلند کرد و سپس برای خداوند تبارک و تعالی سجده نمود.

آمنه (سلام الله علیها) می‌گوید در هنگام ولادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی به او گفته بود که او سرور آدمیان را به دنیا آورده است، پس او را "محمّد" بنامد. وقتی عبدالمطلب از این جریان اطلاع یافت، گوسفندی را کشت و گروهی از بزرگان قریش را دعوت کرد و در آن جشن نام پیامبر را محمد یعنی ستوده شده قرار داد.

|+| نوشته شده توسط نورا در سه شنبه 6 فروردین1387 ساعت 11:54 قبل از ظهر |

عیدانه

                یا رب العالمین

یا مقلب القلوب والابصار

                                یا مدبر اللیل و اانهار

                                            یا محول الاحول والاحوال

                                                                       حول حالنا الی احسن الاحوال

عزیزانم

تا آسمانی شدن راهی نیست

اگر از بهار بیاموزیم ٬

سرسبزی ٬ طراوت و شادابی را

            و اگر مثل باران لطیف بهاری

جاری شویم حتی ٬

در جویبار ی کوچک و بر شاخساری باریک .

لحظه هایی سبز و الهی برایتان آرزومندیم .

                                                           بهار ۸۷ مبارک

|+| نوشته شده توسط نورا در شنبه 3 فروردین1387 ساعت 4:50 بعد از ظهر |

قدرت فکر

قدرت فکر

 

قدرت یا قابلیت فکر کردن یکی از قابلیتهای روحی ماست که بهترین راهه رشد اون تمرینه

فکر کردنه سعی کنیم غیر از فکرای معمولی روزی حداقل نیم ساعت در یکجای ساکت و آروم

بشینیم ودر موردموضوعی تمرکز کنیم و فکر کنیم به جنبه های مختلف اون موضوع بپردازیم

به سوالایی که در مورد اون موضوع داریم فکر کنیم و از همه نظر موضوع رو زیر و رو کنیم.

یکی از استادها می گفت :

هدف اصلی از درس خوندن تمرینه فکر کردنه چه بسا خیلی درسا مثله عربی یا شیمی رو با

 این همه جزییات خوندیم چقدر مساله های دیفرانسیل و انتگرال با حالتهای خاص  حل کردیم

 که امروز هیچی ازشون یادمون نیست و اصلا الان کاربردی هم برامون نداره اما نباید

فراموش کنیم که وقت و فکری که ماصرف کردیم از بین نرفته و اثرش امروز در مسایل دیگه

 زندگی خودش رو نشون میده .فکر ما رشد کرده و ما به کمک همون تمرینا خیلی کارای

دیگه که اصلا به اونا ربطی نداره رو میتونیم انجام بدیم.

قدرت فکر از جمله ابزارهای مهمیه که ما داریم .با تمرین کردن اون خیلی کارا میشه کرد.مثلا من وقتی

 سوالی دارم که دنباله جواب اون هستم اونو از فکرم می پرسم و جوابم رو خیلی وقتا بعد از مدتهای

 مختلف از ثانیه گرفته تا ماهها میگیرم.فکر ما مثله غول چراغ جادو می مونه اول باید رمز احضارش رو

بفهمی و بعد اونو بگی تا احضار بشه و بعد خواستت رو بهش بگی تا اون برات برآورده کنه سوالاتو

 بپرسی تا برات جوابش رو از هر جایی جستجو کنه تا اونو پیدا کنه و تحویلت بده .خواسته هات

 رو بگی و اون در صدد برآوردنش همه کاری میکنه البته اگه صلاح باشه و اون تشخیص بده.

در سر دو راهی هاو جاهایی که تصمیم گیری سخت میشه میتونیم از اون کمک بخوایم تا راهه

درست رو بهمون نشون بده .البته همه مشروط به اینکه ما اونقدر رشد روحی کرده باشیم که

 بتونیم با اون صحبت کنیم و راز و رمز حرف زدن با اونو کشف کرده باشیم.اونوقته که آدم

واقعا لذت می بره که خدا چه سیستمی رو پیاده کرده چه هوشمند چه پیشرفته وچه گزینش شده .

هر چی بیشتر فکر کنیم چیزهای جدیدتری کشف میکنیم عمیقتر میشیم و قدرتها و قابلیتهای

جدیدی رو برای یادگیری و استفاده پیدا می کنیم.

 

|+| نوشته شده توسط نورا در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 12:34 بعد از ظهر |

ان ال پی در باره ی موفقیت چه می گوید ؟

 ان ال پي در باره ی موفقيت چه مي گويد؟

 

در روش ان ال پي ما با عنصر آشنا ميشويم كه شناخت اين سه عنصر سرعتي اعجاب آور به موفقيت ما ميدهد...اين سه عنصر عبارتند از:

 

 

1-نتيجه وهدف:اول بايد بدانيم كه چه ميخواهيم و چه نتيجه اي را انتظار ميكشيم .

  اين هدف بايد دقيقا روشن باشدو نقطه مجهولي نداشته باشد.مثلا اين كه من  ميخواهم تا 5 سال ديگر 3 ميليارد تومن پول داشته باشم يا من تا 4 سال ديگر بايد مدرك مهندسي برق بگيرم من تا 7 سال ديگر منزلي در منطقه خوبي از تهران(دقيقا بايد بدانيد كجا)خواهم داشت و از اين قبيل ..شفاف بودن هدف و خواسته ما مسير حركت و رسيدن به موفقيت را سريعتر ميكند ..وقتي آنچه را كه ما ميخواهيم براي خودمان روشن و دقيق باشد تمام نيروهاي خارجي و داخلي به كمك ما  مي آيند تا به هدف نزديك تر شويم ...

 

2_تيز حسي:هوشيار باشيد دريچه هاي حواس خود را باز نگه داريد تا آنچه را كه به دست مي آوريد متوجه شويد..اگر ما علائم و نشانه هاي موفقيت را درك نكنيم شايد موفقيت تا نزديكي ما بيايد و ما از اون بيخبر بمانيم پس بايد حواس خودمون رو واسه استقبال از موفقيت آماده و هوشيار نگه داريم..

 

  3_انعطاف پذيري:انعطاف پذير باشيد .آنقدر در رفتارتان تجديد نظر كنيد تا به خواسته هايتان برسيد..""اگر هميشه كاري را بكنيد كه هميشه كرده ايد هميشه به نتيجه اي مي رسيد كه هميشه گرفته ايد."".اگر كاري كه ميكنيد موثر نيست كار ديگري بكنيد..

|+| نوشته شده توسط نورا در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 12:32 بعد از ظهر |

کریم اهل بیت
امام حسن مجتبی علیه السلام امام دوم ما شیعیان و اولین فرزند از خانواده ی کوچک و نورانی حضرت علی عله السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها است . از همان کودکی رفتار شایسته ی او نشان از بزرگی و کرامات او داشت با آنکه از همان کودکی غصه های زیادی را بعد از وفات پیامبر و شهادت مادر بزرگوارش متحمل شده بود اما همیشه با رویی گشاده و چهره ای متبسم با مردم معاشرت می نمود . تمام مردم مدینه سخاوت و بزرگی امام مجتبی را به خاطر داشتند. فقرای شهر هر روز بر سفره ی کریمانه ی امام می نشستند و پذیرایی می شدند .

روزی مرد غریبه ای وارد شهر شد و چون پناهی نداشت آواره در خیابان می گشت تا آنکه یکی از یاران امام او را دید و به خانه ی امام هدایتش کرد.

 مرد با تعجب به درو دیوار و لوازم خانه نگاه می کرد و زیر لب می گفت : او که این گونه از مردم پذیرایی می کند پس باید دید که خودش چه می خورد و در کجا زندگی می کند.

یکی از خدمتگزاران امام این سخن را شنید و به او گفت می خواهی اطاق امام را به تو نشان بدهم مرد با خوشحالی گفت حتما . خدمتگزار مرد را به اطاق امام برد در زد امام اجازه ی ورود دادند وقتی وارد شدند امام که متوجه حال او شده بود فرمود بیا بنشین برادر گویا مسافر هستی چرا این جا آمدی در همین موقع خدمتگزار گفت : این مرد خود می خواست اطاق شما را ببیند امام لبخندی زدند اشک در چشمان مرد حلقه زد و او متوجه اشتباه خود شد .

 

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت 2:28 بعد از ظهر |

پیام آور مهربانی و رحمت
 

همه او را می شناختند رفتار و کردارش نشان از بزرگی و مقام والای او داشت با آنکه در روزگار جهالت می زیست ذره ای آداب و رسوم جاهلیت بر دامن پر کرامتش ننشست و ساحت مقدسش را آلوده نساخت آخر او روحی ملکوتی و آسمانی داشت و چند صباحی زمینیان را مشرف به حضورش کرده بود .

 با آن که مقام شکوهنمد رسالت و سر پرستی مردم راداشت ولی زندگی و معاشرت او در اجتماع آن چنان ساده و بی پیرایه بود که اگر در میان جمعی می نشست٬ افراد تازه وارد نمی توانستند او را تشخیص دهند به همین دلیل از دیگران می پرسیدند : کدام یک از شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم است ؟

دنیا او را مغرور نکرد و گرفتار تجمل و فریفته ی ظاهر فریبنده ی آن نشد ٬ بلکه با چشمی عفیف و پرهیز کار به آن می اندیشید .

جملات کوتاه و پر معنی می گفت و هیچ گاه سخن دیگری را قطع نمی کرد .

تنها به خاطر خدا غضب می کرد و به همان دلیل نیز خشنود می شد .

کودکان را بسیار دوست می داشت و به آنها احترام می گذاشت حتی با آنها بازی هم می کرد .

به پیمان های خود وفادار بود . صله ی رحم می کرد و به دیدار خویشاوندان خود می رفت ولی بی جهت از آنان همایت نمی کرد .

به کسی اجازه نمی داد بر ضد دیگری سخن بگوید و می فرمود دوست دارم با مردم با قلبی سالم معاشرت کنم .

به نماز و عبادت علاقه ی بسیاری داشت اما وقتی مردم با او کار داشتند نماز را کوتاه می کرد و به کار مردم می رسید و در برآوردن خواسته های آنان از چیزی دریغ نداشت .

همه را احترام می کرد .

بزرگی و فضیلت را به ایمان و عمل صالح می دانست .

بابردگان مهربانی میکرد به سخنان آنان گوش می داد و در اصلاح کار آنان می کوشید .

هر گاه به شخص او بی احترامی می شد در صدد انتقام بر نمی آمد و از خطا و بد رفتاری آنان چشم پوشی می کرد .

در مقابل اذیت ها و آزار مردمان نادان عفو وگذشت و بزرگواری نشان می داد . با آن همه آزار و اذیت که قریش به وی رسانده بودند هنگامی که مکه را فتح کرد آنها را بخشید و آزاد ساخت .

اما با آن همه عفو و گذشتی که داشت هنگامی که به حریم دین خدا تجاوز می شد ٬ نرمش نشان نمی داد و حکم خدا را جاری می کرد و در این مورد بسیار سخت می گرفت .

بسیار متفکر بود و اندیشه می کرد .

در آن روزگار جهالت هم خود پاکیزه بود و هم دیگران را به پاکیزگی دعوت می کرد .

آن حضرت عطر را زیاد دوست داشت و همیشه بوی خوش از او به مشام می رسید .

زیاد مسواک می زد و مسلمانان را سفارش می فرمود که پیش از نماز مسواک بزنند و می فرمود اگر بر امتم سخت نمی شد مسواک زدن را واجب می کردم .

پیش از غذا و بعد از آن دست خود را می شست .

به هنگام بیرون آمدن از منزل در آینه نگاه می کرد و با سر و وضعی مرتب از خانه بیرون می رفت .

در ادب و احترام و آداب اجتماعی و عبادت بی همتا بود .

با خدای خود ب=سیار راز و نیاز می کرد در اثر زیاد ایستادن در عبادت پاهای مبارکش ورم کرده بود .

از نگاه به آسمان زمین و خورشید و همه ی آفریده ها عبرت می گرفت و بیشتر به عضمت آفریننده ی آنها توجه می کرد .

 

|+| نوشته شده توسط نورا در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت 8:54 قبل از ظهر |

|+| نوشته شده توسط نورا در یکشنبه 12 اسفند1386 ساعت 8:44 قبل از ظهر |